menu-iconlogo
huatong
huatong
farshad-sarma-cover-image

Sarma

Farshadhuatong
Diunggah oleh terae24
ممنوع بود

بوسه ها تو شهر من

متروک بود

کوچه های سرد شب

صدا پوسید تو شب غم

ممنوع بود نفس گرم

تو سرما

تو سرما

تو سرما

وقتی که زمان به ثانیه نمیده بها

دقیقه از حال بد نمیشه رها

وقتی انجماد گریبان قلب ها رو گرفت

ساعت خوش نمی اومد به دیدن ما

ولکن نبوده

مونده خستگی به تن

مهلک ترین سم بوده زهر نیشه غم

وقتی حماقت میشه بوی عطر

همیشه خوشبو مرد خیره سر

کمدا از لباس پر

قفسه ها از کتاب خالی

همه هویت ها جعلی

تا که بگن ماها فرق داریم

تو پریم

پر از جنجالیم

الماسیم

برف هست

هیزم هست

سرما نیست

میخوان راه براشون باشه باز

واسه مصرفا

توی خواب خفه کنن داد و ناله ها

میرسه به گوش

درمیادش بوش

یخ بدن آب میشه

وقتی خون میرسه به جوش

آدمای مریض حال این دنیای غریبانه

دور و ور زیادن ولی نگیرشون جدی

اونایی که نمیتونن اهل انتقادن

دائم چیدن مانع پشت مانع نگیرشون جدی

هیچی نیستش عادلانه عاقلانه

اینه عاشقانه بایستی تو صف زندگی شاعرانه

حالا که به کام ما نیست راحتی و شادمانی

قطع امید کامل از گروه ها و پارلمانیم

خودمم و خودم

ساز مخالفم شکستنی نیست

کشیدن نفس گرم سخته

ولی توی هنجرم سکندری نیست

اگه زندم پیش مرگ گذاشتم گرو ریش

گرمای بی قوم و خیش

با چشای خیس بدون آئین و کیش

داد میزنه دلم میشه ریش

نمیتونم گاف بدم

بازم باید را برم

تو سرما

تو سرما

تو سرما

Kamu Mungkin Menyukai

Lihat selengkapnyalogo

Daftar Putar Terkait

Lihat selengkapnyalogo