تهیه و تنظیم
Saman60_2017
به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده … لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت … سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت … بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز … برگ و باغم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد … مژده ی روییدن آورد
به تو نامه می نویسم … ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو … گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق … در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا … تا ابد در حسرت تو
به تو نامه می نویسم … نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم … قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم روزگارم … گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم … از گذشته یادگارم
به تو نامه می نویسم … ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو … گم شد و به قصه پیوست
در گریز ناگزیرم … گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم … پشت سر پلهای پیوند
در عبور از مسلخ تن … عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتیم … برتر از ما عشق ما بود
ای تو یارم روزگارم … گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم … از گذشته یادگارم
به تو نامه می نویسم … ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو … گم شد و به قصه پیوست