میخوام خط بشه فقدان نور رو ورق
الان که جرم تر از اختلاسه کلمه
الان که پر تر از ابتذاله بدن این
دیوارای زیر زمین حرکات قلمه
شالوده ی ارتفاع ، تف تو صورت کابوس
روزمرگی ، دوییدنای تا نون
زمان خشکید لب پنجرمون
زبون جونشو داد توی چنگ قانون
ولی زانوم نمی چشه طعم خاکو
با اینکه وزنه ها چاشنی لحظه ها بود
رقصیدیم جونمونو رو خط تاریخ
بدون رقص ما حاوی رزم ما بود
همیشه قاتل زنجیرا دست ما بود
تعریف آزاد تن مست ما بود
همه اسمشونو روی کاغذا میخوان
ولی فقط قلب ما همه قصد ما بود
توی جسم همیم ، تو من میشی من تو
فارغ از زمان میشکنیم قرنو
سفت میشینیم توی ذهنای نسلا
لای خطا پره از غصه ی مردم
با چشمامون دیدیم نطفه ی دردو
نشونه ی دستیم و طعمه ی انگشت
دهنا باز میشن به وصف ما ،
فارغ از دنیا این دوتای مستو
توی جسم همیم ، تو من میشی من تو
فارغ از زمان میشکنیم قرنو
سفت میشینیم توی ذهنای نسلا
لای خطا پره از غصه ی مردم
با چشمامون دیدیم نطفه ی دردو
نشونه ی دستیم و طعمه ی انگشت
دهنا باز میشن به وصف ما ،
فارغ از دنیا این دوتای مستو
من و تو ساخته ی خاک همیم
من پایان تو ام تو آغاز منی
من شاهد ته این سفرم
من نغمه شدم ، تو ساز منی
من شاهد همه ی این وزنا بودم
من رقصنده ی همه خطا بودم
من جونمو دادم برا خطای تاریخ
من کل کتابمو سر پا بودم
عطسه ی سرطان روی دستم بوده
بوی مرگ زیر بینی مستم بوده
غم پشت خنده های هرزه م بوده
تصویر جمعه ها توی مغزم بوده
من قبلا تو فصل سرما سوختم
لای بمبما توی شهرا موندم
همه عمرم توی سفر بودم ولی
فقط چشممو به این لحظه دوختم
توی جسم همیم ، تو من میشی من تو
فارغ از زمان میشکنیم قرنو
سفت میشینیم توی ذهنای نسلا
لای خطا پره از غصه ی مردم
با چشمامون دیدیم نطفه ی دردو
نشونه ی دستیم و طعمه ی انگشت
دهنا باز میشن به وصف ما ،
فارغ از دنیا این دوتای مستو
توی جسم همیم ، تو من میشی من تو
فارغ از زمان میشکنیم قرنو
سفت میشینیم توی ذهنای نسلا
لای خطا پره از غصه ی مردم
با چشمامون دیدیم نطفه ی دردو
نشونه ی دستیم و طعمه ی انگشت
دهنا باز میشن به وصف ما ،
فارغ از دنیا این دوتای مستو