ساکنان دریا
پس از مدتی
دیگر صدای امواج را نمی شنوند
آری
چه تلخ است
قصه عادت
دریام طوفانی
قایقم سوراخه
پاروم شکسته
ولی صبر من زیاده
داره بارون می باره
خدا هم که اینجاستو
همسفر رامه
دستام می لرزه
رد می شه هر لحظه
خاطره هام جلو چشام
رعده که می رقصه
چشمام نمی بنده
مات مبهوت
در اعماق عمق محدود
تو امواج موج مشهود
نمی ده دستور
مغزم گیره دور گردون
یه ابر چرخون
قلقلک میده قایقو
تا که بشه چپ اون
یه سر بچرخونی
زیاده مثل همون
منمو تصمیمم
مشورت با اون
منمو ترسیمم
مقصدم با اون
اینو فهمیدم هر چقدرم بارون
بزنه نمی کنه فرقی به حال کارون
بعد سرطان مهم نی دیگه طاعون
اینه سبک قانون
بگذریم
مثال دوره شهان
طلای مجازیه جهان
اشتراک همه بوده زمان
بیشتر از حرفای دهان
اسیر نکنو تو باش رهان
نیمه پرو ببین مثال مهان
وقتی که می دونی
تا تهش می مونی
پس بدون می تونی
اینا همش یه فکر سادست
حسو حال یه شکل مایعست
مغزت قالبیه که توش
پره جاهست
ذهن
همینه افتخار ما
حس
همینه اختلاف ما
دل
همینه اختلاس ما
فکر
وایسا
دلیل انفراد ما
فکر
دلیل انحصار ما
فکر
دلیل اقتباس ما
فکر
دلیل التماس ما
فکر
میله سلولی از بنیاد ما
من دارم پارو می زنم
می بینم فانوسو
از طوفان آروم می گذرم
شبا رو تا روزو
می زنم freakو خستمو
هیچکی نمی گیره دستمو
مقصدو نمی بینم
تا آخرش ولی من هستمو
سخته اما بیمست
نمی دونی که چی هست
نمی دونی که کی هست
راهتو برو بی مکث
کی باهات نی کی هست
کی لگده کی دست
عرف قبل شیههست
حسش کن بی لمس
مایع سرد گرم
ولی رام رم کرد
جات شب سرد
ولی روز بد گرم
باد باهات fan
ولی hate هم کرد
Happy or sad
Try not to get mad
بگو
رام باشو آرام باش
کام باشو آکام باش
جام باشو آجام باش
سام باشو آسام باش
بگذرو بر کام باش
زنده پر فام باش
فراشو نقاش باش
شادابو سرحال باش
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست
و بدان آن که همه شب بر سر بیمار گریست
چو صبح شد او بمردو بیمار بزیست